خرید بک لینک
29شهریور و دم دمای رسیدن پاییز و من و یه سالن تاریک و یه صدا و یک شعر حریق خزان بود... پ.ن:برای فردا بلیط کنسرت علیرضا قربانی رو خریدیم و انشالا میخایم ساعت9بریم اونجا...و من از الآن برای رو در رو شدن با اون صدا،برای مرور لحظات حضور ش.گ دل توی دلم نیست،اصلنه اصلن نیست...

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 15:55

تهه شهریوره امروز...ینی آخرین جمعه ی شهریوره...و خب هیشکی نمیدونه سال دیگه چنین روزی رو خاهد دید یا نه،یه مدله خاصیه هوا...گرفته...ابری...بادی...و کاش میشد ازین نور و این فضا عکسی گذاشت...

دلم گرفته،اونقدر که همه چیزای با ربط و بی ربطو الکی ربط میدم به هوا و به یاد میارم...

کاش تموم شه این جمعه زودتر...کاش

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 13:53

مسوز اینچنین گرم در خود مسوز مپیچ اینچنین تلخ بر خود مپیچ که گر دست بیداد تقدیر کور تو را میدواند به دنبال باد مرا میدواند به دنبال هیچ مرا میدواند به دنبال هیچ مرا میدواند به دنبال هیچ هیچ هیچ هیچ

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 13:53

در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند

گر تو نمیپسندی ، تغییر کن قضا را

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 13:07

هنوز لیتمنمو نخریدم،تیتر آنتی بادیه هپاتیت ب رو چک نکردم،اصن نمیدونم کجا قراره استاجر شم،از اوله شهریور و همین جا،یا از اوله مهرو همون شهر کذایی...بالأخره طلسمه این باشگاه رفتنم شکست،امروز ساعت4باید اونجا باشم... دکترم دیروز میگف یه مریضه 11ساله با شرایطه من ینی PCOSو bleedingداره که بستریش کرده بیمارستانو با روزی چهارتا HDام نتونستن هنوز کنترلش کنن...بهش میگم خب من اینهمه سال سابقه نداشته 20روز bleedingداشته باشم،میگه بخاطره همون PCOSه و نگران نباش...مگه میشه نگران نبود???درمانه هیرسوتیسمم بهم نداد گف اول باید bleedingتو کنترل کنیم...کارم به بیمارستان نکشه صلوات... دی

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 6:09

الهی صدهزار مرتبه شکر بالاخره بعده یکسال و نیم دوندگی با درخاست مهمانیم موافقت شد...و از اوله شهریور تو شهر خودم استاجر میشم...جابجایی واحد داشتم ولی به قول پدرجانم شیش ماهم بیشتر طول بکشه درسم ولی تو شهره خودم باشم ارزش داره...و خب من مسلمن خیلی خوشحالم ولی خوشحالتر میشم وقتی فردا انتخاب واحدمم به خیر و خوشی بگذره... عفونی یا اطفال?!مسأله این است!!!

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 6:09

برنامه کرفس رو نصب کردم،میخام وزن نرمالمو برسونم به ایده آل،عینکم کمی دیرتر آماده میشه چون براش عدسی کداک سفارش دادم امروز...آرایشگاه رفتم،دقیقن دوساعت نشستم تا نوبتم بشه با اینکه شمارم یک بود...ص.ب میخاد که توضیح بدم چرا خبری نمیدم یا نمیگیرم،بهش گفته بودم برای همیشه دارم ازون شهر میرم...و خب پس فردا اولین روز بیمارستانمه...

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 6:09

رفتم بیمارستان،تو شهر خودم استاجر شدم،با گروهه رنکه یکه ورودی 91...جوشون خیلی خیلی متفاوته باجوه دانشگاه قبلیم...ولی متفاوته خوب...با یکی از همکلاسیای دبیرستانم همکلاس شدمو خب با بقیم گرم نمیگیرم...وقتی فقط سه ماه قراره باهاشون اطفالو داشته باشم دلیلیم برا صمیمیت نیست... یک هفتس با این برنامه ی کرفس کالریامو میشمرم،و خب به جایی نرسیدم...دریغ از صد گرم کاهش وزن،امروز اوردوز کردم تو صبحانه...و خب فک کنم خیلی بیشتر باید از کالریم کم کنم... و خب...دیگه چیزی برا تعریف کردن ندارم

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 6:09

غم چشمای دخترک امروزی توی اورژانس از ذهنم کنار نمیره،پدرش توی تصادف کشته شده بود و مادره گیج از مصیبتش حتی نمیتونس بهمون بگه دخترش استفراغ میکنه یانه،بچه رو برای معاینه که روی تخت میگذاشتن جیغ میزدو میگف نمیخاد از بغله مادربزرگش جدا بشه،تبه بالایی داشت و درد اپی گاستر علت مراجعش بود...

دلمو به درد آورد،خیلی زیاد

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 6:09

چه ابر تیره ای گرفته سینه ی تو را

که با هزار سال بارش شبانه روز هم

دل تو وا نمیشود

ه. ا. سایه

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 6:09

علاقه و پشتکار و همینطور استعداده این پسر منو به وجد میاره،وادارم میکنه که بخام باهاش رقابت کنم،با تمرکز درس میخونه،عمیق درس میخونه،و همینطور سریع،تو این مقطع واقعن دلم میخاد یه روز بشینم جلوش و ازش بپرسم چطور میتونه انقدر شاخ باشه تو تحصیل?! یه جورایی شده مرادم اینروزا،خیلی خفنه،خیلی تر از خیلی!!! نفر اول ورودی بین 90نفر...نفر اول امتحان علوم پایه توی قطب...شاختتترین!!!

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 6:09

هر چه این دوربین جلو میرفت

مرگ من هم قشنگ تر میشد

"آقای علیرضا آذر"

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 6:09

صفحه بندی